تبليغاتX
پویه
پویه
وبگاه انجمن ادبی شهرستان تفرش

 

 

 

بیا که دوباره  دفتر تاریخ   را  ورق  بزنیم

سری به خلقت انسان    (الذی خلق)بزنیم

بیا  کـــــنار روز تولــــد   علامتی نزنیم

و یا به روز  تهمت    نحس  وسعادتی  نزنیم

ببین  که صفحه  روز هایمان همیشه تکراریست

ببین  بشر  به  خواب  عمیقی  شبیه  بیداریست

ببین به سینه تاریخ چه  داغها که ننشسته است

و یا  کدام  خاطره قلبش  زکینه نشکسته  است

بیا  دوباره  ورق  بزنیم  صفحه  عبادت را

بیا که بشکنیم نماز ریا ی زروی عادت را

ببین که باد حوادث نبرده رنگ طراوت را

ببین  غبار  تحجر  نبسته  راه سعادت را

بیا که راز طلوع را ز پشت  پنجره  بشکافیم

بیا که سر سکوت را میان حنجره بشکافیم

بیا  کبوتر  دل  رابه  پایبند   دعا  پر  بندیم

که روح ما نه زمینی است به اصل خود برگردیم

بیا به حلقه خواهش به دار تمنا در آویزیم

که ما  ز  نسل  بهاریم  ولی  اسیر پاییزیم

بیا   دوباره   دفتر   تاریخ   را  ور ق  بزنیم

بیا   دوباره  تفال   به  سوره  علق  بزنیم                                                  (  رازقی)

 

|+| نوشته شده در 87/09/06 ساعت 21:35 |

وقتی که التهاب ثانیه ها را زنگ می زنم

یعنی که غربت آیینه ها را رنگ میزنم

وقتی که لحظه های تماشاپراز بیقراریند

من دانه های سرخ غزل را چنگ میزنم

وقتی که ساحل چشمهایم پراز صدف می شد

باموج بی صدای نای تو آهنگ میزنم

وقتی که جاده های تمنا پر از دیو ودد شدند

بر سایه تندیس کدام دیو  سنگ میزنم؟

دیگر ز دستهای سیاه شب نمی ترسم

وقتی به چهره خفاش شبرنگ میزنم

من مثل یک غزال رمیده در آغوش گرم تو

دیگر به استعاره دم از نام وننگ میزنم

اینبار مرا به سفره عشق خودت تو مهمان کن

من را   که بر گذار ثانیه هاچنگ میزنم.......

 

 

منصوره السادات رازقی

(   پویه تفرش)

|+| نوشته شده در 87/09/06 ساعت 21:29 |

آن شب کوفه........

                                                                          

روی پیشانی زمین از روی شهرت پینه داشت

شیشه صبر زمان  بر سینه سنگ کینه داشت

آن شبی که برق وحشت آسمانش می درید

کوفه  تصویر  غریبی  در  دل  آیینه   داشت

دانه  های   سرخ  غیرت  بسته  در  بند  ریـا

صورت  مردان  کوفه  ظاهری  مردانه داشت

ماه ایمان  از شقاوت نیمه شد  در  نیمه شب

آن  شب قدری که  قرآن خلقتی افسانه داشت

خنجر   از  بوسیدن  فرق  اقاقی  خون  گریست

خون میان رقص شعله یک گلستان لاله داشت

بوی پیراهن شنیده فزت رب الکعبه  گفت

او که یعقوب وجودش از جدایی ناله داشت

کوچه  ها  بارانی  ابر یتیمی  از  دو  چشم

قامت شمع عبادت از ملک پروانه داشت

یک خرابه  انتظار  وشهر  خاموش از گناه

جغد شوم   بی وفایی جا  در آن ویرانه داشت

ناله های شب سکوت شهر را در هم شکست

نخل ها قامت خمیده،چاه دل افسرده داشت

صبح  فردا  یک  شروع  تازه از  بیداد بود

صبح بی عدلی که گلهایی همه پژمرده داشت

شرم خورشید از طلوعی ( بی بهانه) می چکید

هیئت تاریک بغضی نا شکیباسایه داشت

آتش طوری که در موسی نمی گنجیداز او

در میان سوره ها اندر مقامش آیه داشت

آه مولی خسته ام  ...   رخوت وجودم را گرفت

شعر تلخم شاهدی از روی  سیلی خورده  داشت                         (رازقی)

این  نه آغاز و  نه انجام  عدالت کشتن است

شرح آن خاکستری ،در سینه آتش مرده داشت

|+| نوشته شده در 87/09/06 ساعت 21:26 |

افتخاری دیگر برای ادب و هنر تفرش و فراهان

عصر روز شنبه، ششم مهرماه 1387 نخستین جشنواره‌ی شعر دفاع مقدس استان مرکزی به میزبانی شهرستان دلیجان برگزار شد. در این جشنواره که با سه موضوع دفاع مقدس، ماه مبارک رمضان و موضوع آزاد و با حضور شعرای جوان استان و جمع کثیری از شاعران میهمان کشور برگزار شد، شاعران جوان استان به قرائت آخرین سروده‌های خود پرداختند که مطابق ارزیابی ناظران،این سروده‌ها به لحاظ کیفی و تکنیکی، نشان از پیشرفت سریع و خیره‌کننده‌ی شعر جوان و پیشرو استان مرکزی داشت.در انتهای این جشنواره‌ی پربار و شعرباران،ده تن از شاعران استان که همگی نیز از نسل جوان و نوآمده بودند، به عنوان شاعران برگزیده و سه نفر به عنوان برگزیدگان ویژه‌ی جشنواره انتخاب شدند که یکی از آنان غزلسرای نام‌آشنای شهرستان تفرش و رئیس پیشین انجمن ادبی این شهرستان، دکتر ابراهیم واشقانی فراهانی بود. یک نکته‌ی جالب در برگزیدگی ایشان این است که اعضای سه‌گانه‌ی گروه برگزیدگان  همایش‌های استان مرکزی،به طور مداوم و بر اساس کیفیت اشعار، تغییر می‌کند، اما مدتی است که یکی از این اعضا تغییر نمی‌کند و دکتر ابراهیم واشقانی، عضو ثابت گروه سه‌گانه‌ی برگزیدگان شعر استان شده‌است که دلیل بر تفوق بی‌چون و چرای شعر ایشان است.ضمن تبریک و آرزوی توفیق برای همه‌ی شاعران استان، یکی از غزل‌های دکتر ابراهیم واشقانی را با نام "به افتخار غزل" ، و با موضوع مذهبی، مرور می‌کنیم:

منصوره سادات رازقی
نایب رئیس انجمن ادبی شهرستان تفرش

به افتخار غزل
وقتی که روزگار ازل آفریده شد

دنیا به افتخار غزل آفریده شد

تا استعاره‌ای شود از چشم‌هایتان

کندوی بی‌زوال عسل آفریده شد

منسوب کرد ماه خودش را به چهره‌ات

یک صنعت جدید: مثل آفریده شد

اسم بلند کیست که بعد از طلوع آن

خورشید سر کشید و بدل آفریده شد

تو در میان نشستی و دنیا به گرد تو

یک حلقه زد به انس و زُحل آفریده شد

گل راضی است پیش شکوه بهار تو

راضی به اینکه حداقل آفریده شد

حالا به افتخار خودم دست می‌زنم

حالا که شب رسید و غزل آفریده شد


 

|+| نوشته شده در 87/07/07 ساعت 16:54 |

فاصله

فاصله

 

 

سهم من ازبا تو بودن یک نگاه خسته بود

پیش چشمان نجیبت این دلم پربسته بود

زیر  باران  صدایت  بی صدا  پر می زدم

ساز موزون کلامت  ساده و وارسته بود

آیه زار وحی بودی  لحظه های سرخ ناب

سوره سبز غزل را شعر تو  پیوسته  بود

فاصله،  این  غربت نا آشنای  زندگی

مثل یک فانوس زخمی دل به یک دم بسته بود

او پرستو ، او مهاجر،  او شبیه شاپرک

این کبوتر ،این قفس،این نغمهء آهسته بود

از سفر ، از فاصله،از غربت آوازها

سهم من  از باتو بودن یک نگاه خسته بود.

                                                             (صنم)

|+| نوشته شده در 87/06/10 ساعت 11:57 |

به افتخار غزل

 

وقتی که روزگار ازل آفریده شد

دنیا به افتخار غزل آفریده شد

تا استعاره‌ای شود از چشم‌هایتان

کندوی بی‌زوال عسل آفریده شد

منسوب کرد ماه خودش را به چهره‌ات

یک صنعت جدید: مثل آفریده شد

اسم بلند کیست که بعد از طلوع آن

خورشید سر کشید و بدل آفریده شد

گل راضی است پیش شکوه بهار تو

راضی به اینکه حداقل آفریده شد

حالا به افتخار خودم دست می‌زنم

حالا که شب رسید و غزل آفریده شد

 

دکتر ابراهیم واشقانی فراهانی

وبگاه آن روزها

|+| نوشته شده در 87/06/08 ساعت 18:17 |

کارگاه شاعری آغاز به کار کرد
به همت غزلسرای نام آشنای معاصر و رئیس پیشین انجمن ادبی پویه،کارگاه شاعری در وبلاگ آن روزها کار خود را آغاز کرد.

کارگاه شاعری با هدف آشنا کردن علاقه مندان به شعر و ادبیات، با ارائۀ مباحث پایه ای ادبیات از قبیل تعریف ادبیات، شعر، نظم و نثر، تشریح ویژگیهای شعر و تفاوتهای آن با نظم و نثر و دیگر مباحث، کار خود را آغاز کرد. این مباحث، با استناد به شمارشگر وبلاگ و بخش نظرات، مورد استقبال چشمگیر خوانندگان قرار گرفته است.

از علاقه مندان دعوت می شود ضمن پیگیری این مباحث، با ارسال آثار خود به وبلاگ آن روزها، نقد این آثار را در آن روزها پیگیری نمایند.

پیوند کارگاه شاعری:

http://anruzha.blogfa.com/page/11.aspx

 

سیده منصوره رازقی

|+| نوشته شده در 87/06/04 ساعت 19:42 |

افتخاری دیگر برای جامعۀ ادبی تفرش و فراهان

                                                                                                               سیده منصوره رازقی
شاعر افتخارآفرین شهرستان تفرش،دکتر ابراهیم واشقانی فراهانی، یکی از سه شاعر برگزیدۀ همایش شعر انتظار شد.

عصر روز چهارشنبه بیست و سوم مردادماه 1387 همایش شعر انتظار با شرکت شعرای برگزیدۀ استان مرکزی و برخی نخبگان شعر دیگر استانها و کشور در شهرستان زرندیه برگزار شد.در این همایش که ناظران،آن را به لحاظ فنی، بسیار بالا ارزیابی کردند، اشعار متنوع و متفاوتی در موضوع انتظار ارائه شد و شاعران شرکت کننده، در رقابتی نزدیک و تنگاتنگ به ارائۀ آخرین محصولات ذوق و توان و تکنیک خود پرداختند که سرانجام سه تن از شاعران شرکت کننده، به عنوان شاعر برگزیدۀ همایش معرفی شدند. یکی از این سه برگزیده، شاعر نام آشنا و غزلسرای توانای شهرستان تفرش، دکتر ابراهیم واشقانی فراهانی بود که جدا از رأی هیأت داوران، عموم حاضران نیز در اظهار نظرهای شفاهی، شعر او را برگزیدۀ بی چون و چرای همایش ارزیابی می کردند. شایان یادآوری است که دکتر ابراهیم واشقانی، شاعر پرافتخار فراهانی، پیش از این نیز در سال ۱۳۸۶ به عنوان شاعر برگزیدۀ جشنوارۀ بین المللی شعر فجر و در سال ۱۳۸۷ به عنوان شاعر برگزیدۀ هفتمین همایش شعر فاطمی با عنوان همایش عطر یاس، انتخاب شده بودند. ضمن تبریک به کل جامعۀ ادبی استان و بویژه جامعۀ ادبی تفرش و فراهان، یکی از آثار دکتر ابراهیم واشقانی را که در این همایش ارائه شد، مرور می کنیم:

 

مرا به خانه ام ببر
هزار و سیصد و هشتاد و هفت بارِ دگر
پرید پلک و کسی ضربه‌ای نزد بر در
و انتظار سکوتی که باز هم نشکست
حکایتی است که هر جمعه خوانده‌ایم از سر
دوباره هفتۀ من هفتخوان تنهایی‌ست
دوباره قصۀ تلخی که گشته‌ایم از بر
چه‌قدر بین من و تو... چه‌قدر فاصله است
تو شرقِ نابی و ما مغربیم و مغرب‌تر
تو مثل ابر بهاری، بهار تشنۀ توست
حریق تشنگی‌اش را شبی ببار و ببر
نیامدی و بهار از کنار خانه گذشت
و قلب باغچه لرزید و غنچه شد پرپر
چه سال نوری دوری است سال آمدنت
کجای این شب مسدود می‌رسم به سحر
اگر تو باز نیایی، منم که می‌آیم
کران کران همه آفاق را به پای خطر
دوباره از که بپرسم؟ مرا شناخته‌اند
قناری قفس و فالگیر پشت گذر
چه‌قدر فال گرفتم برای آمدنت
خلاصۀ همه یک شعر بود: شعر سفر
سفر حکایت تلخی‌ست، بی تو تلخ‌تر است
کجاست خانۀ دورت؟ مرا به خانه ببر

|+| نوشته شده در 87/05/24 ساعت 18:28 |

گزارش عملکرد انجمن ادبی شهرستان تفرش(پویه) در دورۀ 1385-1387 و انتخابات هیأت مدیرۀ جدید انجمن
 

●گزارش عملکرد انجمن ادبی شهرستان تفرش در سال‌های 1385-1387

انجمن ادبی شهرستان تفرش، پس از سال‌ها رکود، سرانجام با ورود جناب اقای دکتر ابراهیم واشقانی فراهانی به شهر تفرش و تصدی سمت‌هایی چون مدیر امور فرهنگی دانشگاه دولتی تفرش، ریاست کمیتۀ فرهنگی فرمانداری شهرستان و عضو شورای فرهنگ عمومی شهرستان تفرش، دورۀ تازه‌ای از حیات خود را آغاز کرد. در بدو ورود دکتر واشقانی به تفرش، ایشان با اجماع آرای شعرا و نویسندگان تفرش و فراهان به ریاست انجمن ادبی شهرستان انتخاب شدند و دیگر اعضای هیأت مدیره نیز به شرح ذیل برای مدت دو سال( تا مردادماه 1387) برگزیده شدند:
- نایب رئیس: خانم زهرا ملااسماعیلی( که به سبب مهاجرت از تفرش، خانم سده منصوره رازقی جانشین ایشان شدند)
- منشی: خانم مریم مشیری
- خزانه‌دار: آقای علی کلانتری
- عضو هیأت مدیره: آقای سیدمهدی سجادی

با آغاز به کار هیأت مدیرۀ انجمن، با تصویب اعضای هیأت مدیره و حمایت‌های کلیۀ اعضای انجمن و بویژه با طرح‌های ضربتی دکتر ابراهیم واشقانی فراهانی و بهره‌گیری از اعتبار ادبی و نفوذ معنوی ایشان در ادارات و انجمن‌ها و مجامع، فعالیت‌های زیر برای احیا و توسعۀ سریع انجمن ادبی شهرستان تفرش انجام گرفت:

1. روشن کردن وضعیت مالی انجمن و افتتاح حساب و اخذ چک بانکی برای هزینه‌های انجمن.
2. تلاش برای استقلال انجمن و شخصیت مستقل و معتبر بخشیدن به آن با انتخاب نام(پویه) و طراحی مهر و سربرگ ویژۀ انجمن و آغاز به مکاتبۀ مستقل از ادارۀ ارشاد  با دیگر ادارات و انجمن‌ها و مجامع.
3. شرکت رئیس محترم انجمن در جلسات ادارات و انجمن‌ها و نهادهای شهرستان و استان و به کارگیری نفوذ و اعتبار خود برای معرفی انجمن ادبی و جلب توجه ادارات و نهادها و دیگر انجمن‌های شهرستان و استان، و بویژه جلب حمایت‌های معنوی و مالی به نفع انجمن ادبی.
4. پیرو بند پیشین، متقاعد ساختن سایر نهادها و ادارات، برای به کارگیری امکانات آنها به نفع فعالیت‌های انجمن ادبی که به طور ویژه موجب بهره‌گیری از امکانات دانشگاه دولتی، دانشگاه آزاد و فرمانداری شهرستان تفرش شد که جای دارد از رؤسا و مسئولان این ادارات و بوِیژه از فرماندار پیشین و فعلی شهرستان تشکر شود.
5. ایجاد و استحکام روابط بین انجمنی در سطح شهرستان و استان که بویژه روابط سازندۀ انجمن ادبی با انجمن خوشنویسان شهرستان تفرش(تحت ریاست استاد امیرحمزۀ صابری) و انجمن‌های ادبی نور اراک، میعاد شازند و انجمن ادبی ساوه، ستودنی است.
6. برگزاری نشست‌های ثابت هفتگی قرائت و نقد شعر و داستان.
7. برگزاری کلاس‌های آموزش شعر.
8. برگزاری نشست‌های مشترک ادبی، از جمله نشست ادبی روز سعدی سال 86 با انجمن نور اراک، نشست ادبی روز فردوسی سال86 با انجمن نور اراک، نشست ادبی روز سعدی سال 87 با انجمن نور اراک و میعاد شازند . بازتاب این نشست‌ها که به ابتکار رئیس محترم انجمن ادبی شهرستان تفرش و حمایت اعضای محترم هیأت مدیره برگزار شد، چنان بود که معاون فرهنگی محترم ادارۀ کل ارشاد استان در جناب آقای سیاهپوش، این نشست‌ها را همایش‌های بزرگ با هزینه‌های اندک خواندند و متعاقب آن سیل پیشنهادهای دیگر انجمن‌ها برای برگزاری شبیه این نشست‌ها به انجمن ادبی شهرستان تفرش سرازیر شد.
9. کسب عنوان دبیرخانۀ دائمی همایش استانی شعر ولایت برای شهرستان تفرش و برگزاری موفق و پرطنین  دو دوره از این همایش با حضور عموم شعرای استان و نخبگان شعر کشور.
10. درخواست‌های مکرر ادارات و نهادها برای شرکت شعرای انجمن ادبی شهرستان تفرش در مراسم آنها و اجرای اشعار مناسبتی در پی انعکاس فعالیت‌های خیره‌کنندۀ انجمن و کسب شخصیت تازه و مستقل انجمن.
11. حضور مستمر و درخشان نسل تاژۀ شعرای انجمن که در دورۀ این هیأت مدیره و تحت توجهات و تلاش‌های بی‌دریغ دکتر واشقانی تربیت شدند در همایشها و مجامع ادبی استان و کشور. حاصل این حضور مستمر و درخشان، معرفی دوبارۀ شعر فراموش شدۀ تفرش و فراهان به استان و کشور بود و ره‌آوردهای افتخارآمیزی نیز از قبیل مقام‌های شاعر برگزیده برای تفرش و فراهان کسب شد.
12. تهیه و تنظیم جزوات آموزش شعر و تکثیر آنها برای استفادۀ اعضای انجمن.
13. احیای کتاخانۀ انجمن ادبی شهرستان تفرش با جمع آوری کتاب‌های هرچند اندک، اما بنیادین و ضروری.
14. بردن شعر و فرهنگ شاعری به دورترین روستاهای شهرستان تفرش از طریق برگزاری نشست‌های ادبی در روستاها. در این راستا، نشست‌های ادبی در چندین روستای محروم رودبار برگزار شده که موجب قوت قلب روستاییان و باور مورد توجه بودنشان گردیده است.
15. ارائۀ طرح تأسیس انجمن ادبی فراهان در ذیل انجمن ادبی شهرستان تفرش که این طرح، در هیأت مدیرۀ جدید در حال پیگیری است.
16. برگزاری دو دوره یادوارۀ شاعر فقید مرحوم محمدعلی واشقانی در حاشیۀ برگزاری همایش شعر ولایت به ابتکار و پیگیری خاص رئیس محترم انجمن ادبی شهرستان تفرش دکتر واشقانی، و برنامه‌ریزی برای برگزاری یادواره‌ای دیگر برای آن شادروان در واشقان در مردادماه 1387.
17. طراحی و اجرای برنامه های متفاوت و قالب شکنانۀ ادبی از جمله برگزاری عصر شعر بزرگداشت دفاع مقدس در فضای آزاد پارک امام خمینی (ره) شهر تفرش که به سبب قالب بدیع و جذاب، مورد استقبال عموم همشهریان قرار گرفت و تشویق و قدردانی ویژۀ فرماندار محترم وقت، حاج آقا آصفری را در پی داشت و هنوز به عنوان یک حادثۀ بزرگ و به یادماندنی از آن یاد می شود.

حاصل آنچه گفته شد، احیا و توسعۀ سریع  انجمن ادبی شهرستانی بود که خود  روزگاری مهد ادبا و شعرای نام‌آور بود و این همه ممکن نمی‌شد جز با تأییدات الهی و حمایت‌های رؤسای ادارات بویژه رئیس محترم ادارۀ فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان تفرش، تصویب و پیگیری اعضای هیأت رئیسۀ انجمن، مشارکت همۀ اعضای انجمن و بویژه سیاست‌های مدبرانۀ ریاست محترم انجمن، دکتر ابراهیم واشقانی که با طرح‌های تحسین برانگیز و ضربتی، صرف وقت شبانه‌روزی(گاه تا نیمه های شب) و هزینه کردن از اعتبار و نفوذ خود در ادارات و نهادها و انجمن‌ها این مهم را عملی ساختند و موجب تربیت نسلی تازه از شعرای نوجوان و نوجو و کسب شخصیت و اعتبار بارز و مستقل برای انجمن ادبی شهرستان تفرش شدند.

انتخابات هیأت مدیرۀ جدید برای دورۀ 1387-1389
با اتمام دورۀ کار هیأت مدیرۀ انجمن ادبی پویه، انتخابات دورۀ جدید هیأت مدیره برگزار شد. با انتقال دکتر ابراهیم واشقانی فراهانی از تفرش، ایشان هم به سبب بُعد مکان و هم بنا به این باور که حال، انجمن نیازمند طرح‌های جدید و متنوع‌تر است، از شرکت در انتخابات انصراف دادند و برای عملی ساختن این انصراف، در روز رأی‌گیری نیز از آمدن به تفرش خودداری کردند، اما با این همه، بنا به اعتماد و اعتقاد کامل شعرا و ادبای شهرستان به ایشان،در حادثه ای عجیب، با وجود عدم حضورشان، ایشان با رأی کامل به عضویت هیأت مدیره انتخاب شدند و در جلسۀ نخست هیأت مدیره نیز با اجماع اعضای هیأت مدیره به ریاست مجدد انجمن برگزیده شدند که با مخالفت قاطع ایشان مواجه شد و سخنانی را در تبیین این مخالفت ایراد نمودند و سپس به جای خود، استاد حسن واشقانی فراهانی(نگهبان)، دبیر بازنشسته و مدرس فعلی دانشگاه و ادیب معتبر استان را برای تصدی ریاست انجمن پیشنهاد نمودند که با موافقت و حمایت اعضای هیأت مدیره، استاد حسن واشقانی فراهانی برای مدت دو سال، این سمت را پذیرفتند. سپس دکتر ابراهیم واشقانی فراهانی، ضمن دعوت اعضای هیأت مدیره به رعایت وفاق و همدلی، از آنان پیگیری طرح‌های ناتمام خود و بویژه تأسیس انجمن ادبی فراهان را خواستار شدند که مورد حمایت اعضای محترم قرار گرفت. در ادامۀ جلسه، دیگر اعضای هیأت مدیره به شرح ذیل انتخاب شدند:

- رئیس انجمن: استاد حسن واشقانی فراهانی
- نایب رئیس: سیده منصوره رازقی
- خزانه‌دار: آقای علی کلانتری
- منشی: آقای صابری
- بازرس: آقای عباس حیدری
- همچنین به پاس دو سال ریاست مؤثر دکتر ابراهیم واشقانی و برای استمرار حضور ایشان در انجمن و بهره‌گیری از اعتبار و نفوذ ایشان، عنوان افتخاری عضو هیأت مدیره به ایشان اعطا شد که به شرط نپذیرفتن هرگونه وظیفۀ اجرایی، مورد پذیرش ایشان واقع شد.
در ادامۀ جلسه، اعضای هیأت مدیرۀ جدید به بررسی چشم‌انداز آیندۀ انجمن پرداختند و مقرر شد که جلسات هفتگی شعرخوانی و نقد شعر در روزهای یکشنبه از ساعت 17-19 در محل ادارۀ ارشاد شهرستان برگزار شود و  به تناوب، استادان حسن واشقانی، صابری و حیدری به قرائت و تحلیل آثار برگزیدۀ ادب فارسی و تعلیم معیارهای شاعری بپردازند. همچنین تأسیس انجمن ادبی فراهان به عنوان طرحی به جا مانده از دکتر واشقانی و بنا به تأکید ایشان، در برنامه‌های هیأت مدیرۀ جدید قرار گرفت.
هیأت مدیرۀ جدید انجمن ادبی شهرستان تفرش، امیدوار است که در سایۀ تأییدات الهی و همدلی همۀ شعرا و ادبای شهرستان بتواند در راه اعتلای هرچه بیشتر شعر و ادب در شهر پدران ایران، شهرستان تفرش موفق باشد. ان‌شاءالله.

                                                                      سیده منصوره رازقی
                                                                      نایب رئیس انجمن ادبی شهرستان تفرش

|+| نوشته شده در 87/05/22 ساعت 2:28 |

برای باغچه ای در وزش باد خزان
 

فاصله یک درِ بسته‌است،اگر وانشود
وسعت خانۀ خورشید، هویدا نشود
باز کن گوشۀ در را که سحر سرریزش
بر جهان ریزد و شب این همه برپا نشود
پشت این در برهوتی است چنان خشک و لجوج
که در آنجا دل یک غنچه شکوفا نشود
پلک در باز کن ای وارث آیینه و آب
تا جهان در عطش چشم تو صحرا نشود
نکند در نگشایی و شب بستۀ ما
بی‌اشارات سرانگشت تو فردا نشود
آی همخانۀ خورشید، به یادت باشد
شب طلسمی است که بی چشم شما وا نشود
پُرِ خفاش شد این کوچه قبول است ولی
تو بیا، پیش تو خفاش، شکیبا نشود
باز می‌گویم اگر در بگشایی شاید
باد سیلی بزند، غنچۀ تو وانشود
نکند در بگشایی و بهارت دیگر
از لگدهای خزان، منزل گل‌ها نشود
حیف از آن باغچۀ ساده که پاییز حسود
آتشش زد که دگر باغ تماشا نشود
باغ زیبای تو افسوس که عفریت خزان
خار در دامن آن ریخت که زیبا نشود
گل و گلمیخ، چه دنیای عجیبی داریم
که الهی که به هم ریزد و دنیا نشود
آتش و یاس؟خدایا تو خودت شاهد باش
که چنین حادثه نه، فاجعه حاشا نشود
چه قدر حوصله کردی که به گوش گلها
باد سیلی بزند، محشر کبری نشود
کاش می‌شد به سر قصه‌امان برگردیم
به همان مصرعِ "این بسته اگر وا نشود"
پشت در کاش اسیر شب خود می‌ماندیم
شب نمی‌رفت که این روز مبادا نشود

ابراهیم واشقانی فراهانی

برگرفته از وبگاهآن روزها

|+| نوشته شده در 87/03/13 ساعت 11:15 |