بیا که دوباره دفتر تاریخ را ورق بزنیم
سری به خلقت انسان (الذی خلق)بزنیم
بیا کـــــنار روز تولــــد علامتی نزنیم
و یا به روز تهمت نحس وسعادتی نزنیم
ببین که صفحه روز هایمان همیشه تکراریست
ببین بشر به خواب عمیقی شبیه بیداریست
ببین به سینه تاریخ چه داغها که ننشسته است
و یا کدام خاطره قلبش زکینه نشکسته است
بیا دوباره ورق بزنیم صفحه عبادت را
بیا که بشکنیم نماز ریا ی زروی عادت را
ببین که باد حوادث نبرده رنگ طراوت را
ببین غبار تحجر نبسته راه سعادت را
بیا که راز طلوع را ز پشت پنجره بشکافیم
بیا که سر سکوت را میان حنجره بشکافیم
بیا کبوتر دل رابه پایبند دعا پر بندیم
که روح ما نه زمینی است به اصل خود برگردیم
بیا به حلقه خواهش به دار تمنا در آویزیم
که ما ز نسل بهاریم ولی اسیر پاییزیم
بیا دوباره دفتر تاریخ را ور ق بزنیم
بیا دوباره تفال به سوره علق بزنیم ( رازقی)

